X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سکوت به بهانه کنجکاو نشدن!  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 14 اسفند‌ماه سال 1386

سکوت به بهانه کنجکاو نشدن!



 

سالن تاریک و آکنده از غبار و نورهای رنگارنگی است که به فاصله کمی از هم خاموش و روشن می شوند، تازه واردها در بدو ورود چند ثانیه ای احساس سرگیجه می کنند ولی...آخرین بررسی های صورت گرفته در میان جوانانی که حداقل یکبار حضور در پارتی ها را امتحان کرده اند، 94 درصد گفته اند که بدون اطلاع خانواده هایشان به پارتی رفته اند.3 درصد گفته اند که به والدینشان گفتهاند که به میهمانی دخترانه می روند و یک درصد گفته اند که خانوادههایشان از آن مطلع اند و... به گزارش خبر گزاری برنا، پارتی ها و مهمانی هایی که اغلب آخر هفته و در مناطق شمالی و حاشیه ای شهر برگزار می شود، قشر خاصی از جوانان را به خود سرگرم می کند.سرگرمی لذت بخشی که می تواند بلافاصله یا به مرور به فاجعه ای غیر قابل مهار در زندگی یک فرد مبدل شود.ساعت های متمادی رقص با موسیقی تند همراه با صرف انواع مشروبات الکلی و مواد مخدر و به دنبال آن از خود بی خود شدن و دست زدن به اعمالی که کاملا خارج از کنترل اراده و مغز ممکن است رخ دهد، مشخصه بارز چنین جشن هائی است.پارتی های مختلط ایرانی که مدل کپی شده از میهمانی های مرسوم دختر و پسر در غرب و به خصوص امریکاست از اواسط دهه هفتاد شمسی در ایران پا گرفت.اینگونه پارتی ها تا قبل از انقلاب اسلامی و در میان وابستگان به دربار با شکلی کاملا متفاوت وجود داشت.در دوران پهلوی و در میهمانی های مخصوص دربار مراسم رقص ضربدری رواج داشت که مثلا الف با معشوقه ب و ب با معشوقه الف می رقصیدند.رواج چنین فرهنگی به عنوان یکی از مظاهر ترقی(!) از نگاه حکومت پهلوی در میان قشر خاصی از هنر پیشه های غربزده آن دوره نیز مرسوم بود بطوریکه در فجایع جشن هنر شیراز، ابعاد عمیق این بی بند و باری ها اعتراض گسترده مردم کشور و شدت گرفتن مبارزه علیه رژیم سابق را در پی داشت.با وقوع انقلاب اسلامی و بعد از آن جنگ تحمیلی، مقوله سرگرمی جوانان تحت الشعاع ارزش های انقلابی و جهادی قرار گرفت.و فضای فرهنگی کشور کاملا متفاوت از آنچه در رژیم سابق دیده می شد در یک خط سیر کاملا معنوی قرار داشت.با پایان گرفتن 8 سال جنگ و آغاز سازندگی نشانه های گسست فرهنگی و به تبع آن تهاجم فرهنگی با ظهور گروه های موسوم به RAP و هوی متال ها در برخی مناطق شمال تهران آشکار شد.از نیمه دوم دهه هفتاد به بعد پدیده جدید دیگری باب شد.دخترانی که درخانواده ها تحت کنترل شدید والدین قرار داشتند برای ارضا» نیازهای جوانی شان رویکرد مصیبت بار "فرار از خانه ها" و ورود به شهرهای بزرگ را در پیش گرفتند.در کنار این معضل، الگو پذیری خانواده ها از فرهنگ غربی، تا حدی بنیان خانواده ها را متزلزل کرد و با افزایش قابل ملاحظه میزان طلاق از سال 77 به بعد شاهد ظهور پدیده ای دیگر به نام زنان خیابانی شدیم که این آسیب محصول تراکم ناکامی ها و عدم تمایل و پایبندی به اصول و اعتقادات بود.از همین زمان نخستین علائم ابتلا به ایدز در میان قشر خاصی از جوانان کشور مشاهده شد که آسیبشناسان بلافاصله شیوع و گسترش این بیماری را در درجه اول ناشی از رفتارهای پرخطر جنسی دانستند.بی پروائی جوانان در امر معاشرت با جنس مخالف، محدود به رفتارهای پر خطر پنهان و منحصر به برقراری رابطه جنسی نیست.در واقع به مرور گردانندگان پارتی ها دریافتند که برای طولانی تر کردن مدت سرگرمی و لذت به ناچار باید دست به دامان روشهائی شوند که توان و رغبت میهمانان را به داشتن انگیزه برای حضور طولانی تر در پارتی تر غیب نماید.


اکس پارتی
اکس ها، مثل هر محصول جدید و عجیب و غریبی شکل های فانتزی و مدرن شده مواد مخدر هستند که به ظاهر بر توان و انگیزه پسرها و دخترها برای حضور طولانی تر و با نشاط تر در میهمانی های مختلط می افزایند.در این میهمانی ها مدعوین یا تنها به جشن آمده و دوست خود را از میان دیگر میهمانان پیدا می کنند و یا با دوست مورد نظرشان به مراسم می آیند.در هر صورت این میهمانی ها بدون اختلاط مفهوم ندارد(!) و هر کدام از پسر و دختر ها پس از آنکه توانشان برای پایکوبی کاهش یافت از طریق مصرف اکس یا مشروب بر توان فعالیت خود می افزایند.(!)


قیافه های عجیب و غریب
در میان میهمانان پارتی ها دختران کم سن و سال با بزک های تند عروسکی، دخترانی با موهای کاملا کوتاه تیفوسی، پسرهائی با گردن بندهای صلیب، موهای کاملا تاس، زیر ابرو برداشته و صورت های نسبتا چاق ناشی از مصرف بی رویه الکل و تی شرتهایی که بر روی آنها عکس های نامفهوم و عبارات عجیب وغریب نقش بسته است، دیده می شود.در واقع تیپ عجیب و غریب با میهمانی و فضا و پذیرایی عجیب و غریب، هماهنگ است.


یک پایان تلخ برای آغازی لذت بخش
پایان اکس پارتی ها تقریبا مصیبت بار است.با خاتمه یافتن احساس سرخوشی، مصرف کنندگان اکس که ساعت ها به رقص و پایکوبی مشغول بودند تغییرات رفتاری محسوسی را از خود بروز می دهند.چشم های قرمز و متورم، پرخاش، خواب های طولانی مدت، احساس شدید یاس و ناامیدی، بی قراری، گریه، سردرد شدید، تهوع، نگرانی توهم شدید و...از علائم این پایان است.از دیگر حرکات عجیب و غریب که برخی شاهدان نقل کرده اند تمایل به قرار گرفتن در مکان های بلند است.«روزبه.م» می گوید: شخصا کسی را در این میهمانی ها دیده که بر روی دیوار پشت بام در حال نقاشی کشیدن آن قدر رو به جلو حرکت کرده که بی توجه به ارتفاع از بالا به زمین افتاده است.وی می گوید: دختران ساعت ها پس از میهمانی متوجه می شوند که چه بلاهایی بر سرشان آمده و آگاهی از این امر با آنکه حس پشیمانی را در آن ها بوجود می آورد، قبح عمل را در نظر آنان از بین می برد و همین موجب می شود که آن ها، پای ثابت میهمانی های بعدی باشند چرا که دیگر به قول خود چیزی برای از دست دادن ندارند.در نوع دیگری از این گونه میهمانی ها، چندین زن و مرد یا دختر و پسر از اواخر شب تا اوایل صبح به طرزی کاملا بی بند وبار به اعمال قبیح می پردازند; در واقع این پارتی ها شکل مدرن خانه های فساد هستند که در آن ها همه چیز آرام و بی صدا جریان دارد و افراد هر چند ساعت یکبار مشغول صرف مواد مخدر می شوند تا خود را برای مرحله بعدی لذت بردن آماده کنند.در این گونه پارتی ها مبادرت به انواع قمار و تماشای فیلم های مستهجن و مصرف الکل وجود دارد اما به ندرت از اکس های توهم زا استفاده می شود.


شو پارتی
در این نوع خاص از پارتی ها، تعداد میهمانان بسیار زیاد است اما مهمترین مشخصه آن آخرین مدل های جدید لباس یا نوع رقص است.حتی ممکن است افردی به صورت کاملا برهنه در میان مدعوین حاضر شوند."جلب توجه" اساسی ترین عنصر شو پارتی است.حتی حضور زنان و دخترانی با کله های تاس، جواهرات عجیب و غریب، مهره ها و زنجیرهایی که از گردن یا دست و پا آویزان است و خلاصه هرچیز جدیدی که ممکن است قبلا جایی دیده یا امتحان نشده باشد.مثل مشروب های جدید با خواص عجیب و آخرین مدلهای قرص های توهمی و نیروزا، وجود دارد.در شوپارتی ممکن است افرادی که هیچگونه تمایلی به رفتارهای پرخطر ندارند حضور داشته باشند این افراد صرفا برای اینکه خودی نشان دهند در این پارتی حضور می یابند.میهمانان شو پارتی ها معمولان از طریق فراخوان اینترنتی یا از طریق sms از بر پایی آن مطلع می شوند.


آسیب شناسی پدیده پارتی و بی اطلاعی خانواده ها
پدیده پارتی ها و میهمانی های مختلط که "کلیدپارتی و یا استخر پارتی " و...هم از این جمله به شمار می روند، از آسیب های جدی و زیان باری است که حیات جامعه جوان کشور را تهدید می کند.در واقع فقدان الگو دهی مناسب و ارائه جایگزین برای این پدیده موجبات آن را فراهم کرده که جوانان نسبت به اینگونه سرگرمی ها تمایل جدی نشان دادند.بر طبق آخرین بررسی های صورت گرفته در میان جوانانی که حداقل یکبار حضور در پارتی ها را امتحان کردهاند، 94 درصد گفته اند که بدون اطلاع خانواده هایشان به پارتی رفته اند.3 درصد گفته اند که به والدینشان گفته اند که به میهمانی دخترانه می روند و یک درصد گفته اند که خانواده هایشان از آن مطلع اند و 2 درصد دیگر هم گفته اند که چون مستقل و مجرد زندگی می کنند، نیازی به اطلاع خانواده هایشان نبوده است.با این حال شکی نیست که پدیده پارتی یا میهمانی های مختلط آسیب جدی و خطر در دسترس برای جوانان کشور بویژه پایتخت نشینان محسوب می شود.به خصوص که این روزها، گروه های اینترنتی فعال با ارسال ایمیل از افراد می خواهند که به عضویت این گروه ها درآیند تا گردش های دسته جمعی، ملاقات های جمعی و میهمانی ها را امتحان کنند.به باور کارشناسان اجتماعی رواج ارزش های مطلوب در میان جوانان می توانند به عنوان عاملی باز دارنده مانع از تمایل به ناهنجاری در میان جوانان باشد.اما نکته کلیدی آن است که در حال حاضر به خاطر قبح موضوع از آموزش و اطلاع رسانی دقیق در این گونه موارد اجتناب می شود.نه خانواده ها و نه مدارس هیچکدام حاضر نیستند به صورت ملموس در این حوزه وارد شوند.در حالیکه بی شک، مخفی نگاه داشتن برخی ناهنجاری ها به بهانه کنجکاو(!) نشدن جوانان نمی تواند روند قابل قبولی در پیشگیری از آسیب باشد.متاسفانه پارتی ها به علت همخوانی زیاد با تمایلات غریزی جوانان به علت عدم توجه به ارزش آموزی در سیاستگذاری ها به محمل مناسبی برای تباه کردن روح و روان جوانان مبدل شده اند.ابعاد فاجعه آمیز آنچه در گزارش اخیر رفت به خوبی بیان کننده این واقعیت است که نسل جوان و نسل های بعدی به شدت در معرض خطرات ناشی از این آسیب قرار دارند.گسترش فردیت گرایی و افزایش حس استقلال طلبی در میان جوانان دختر و پسر و کمرنگ شدن نقش خانواده ها و گرو های مرجع زنگ خطر را به صدا در آورده و به در پیش بودن خطر جنبه آنکار ناپذیری می بخشد.برخورد با آسیب ها و خطرات پیش روی جوانان با آگاهی بخشی و پرداختن به عواقب زیان بار ناهنجاری می تواند تا حدی مفید واقع شود به شرطی که عزم جدی در پرداختن به مساله از سوی خانواده و جامعه وجود داشته باشد.

باید مواظب خودمان باشیم تا انسان پاکی باقی بمانیم انشاا.. عشق خدائی